اينم از قطعه ادبي امروز:
"تنها عشق است که مي تواند شقاوت را تکيه گاه خويش کند.تنها عشق مي تواند بيرحمانه نگاه کند و فروتني را به مسخره بگيرد.عشق،مثل انقلاب است.خنجرش را که زمين بگذارد؛ديگر چيزي نيست..."
Dany.B
ادامه مطلب
بازم سلام.اگه خدا بخواد درساي ديگه رو هم تا چند روز آينده خواهيم داشت.
و اما قطعه ادبي امروز:
"این قدرت نیست که فاسد می کند
این ادمهای فاسد اند که جذب قدرت می شوند
قدرت تنها حقیقت را آشکار می کند..."
D A N Y . B
ادامه مطلب
تصميم گرفتم از اين به بعد،همراه هر مطلب يه قطعه ادبي هم بذارم. فقط خواهشا سرسري از روش نگذرين چون در عمق اونا يه حسي هست كه تاثير خاصي روي آدم ميذاره.
اگه نظر هم بدين كه ديگه واقعا سنگ تموم گذاشتين!
ارادتمند شما
Dany.B
اینم از قطعه ادبی امروز:
"سلاخی می گریست؛
به قناری کوچکی دل باخته بود..."
ادامه مطلب
سلام.معذرت ميخوام اگه دير مطلبو پست كردم.به خدا سرم شلوغ بود و خيلي هم خستة بودم.به هر صورت،اگه كم و كاستي ديدين،به بزرگي خودتون ببخشين چون به دليل كمبود وقت به سرعت و همينطور هول هولكي(!) يه چيزي نوشتم.
بابا انصافتونو شكر! اگه يه نظر بدين آسمون به زمين نمياد ها!!!!!!!!!!!!!!!
شوخي كردم.
تا بعد.
DANY
ادامه مطلب
ماجرا مربوط به سالها پیش است. زمانی که شاعر سه ساله بوده. شاعر یک کوهستان، یک خانه قدیمی، یک درخت و پیرزنی را به خاطر آورد که روسری قرمز به سر داشته و گربه خاکستری اش را در آغوش دارد.
پیرزن آنقدر به شاعر محبت کرده که اکنون پس از گذشت سالها هنوز در خاطر او مانده است و هرگز پاک نخواهد شد.
محبت چنان در روح و قلب شاعر نفوذ کرده که از بیان آن عاجز است. به نظر او تنها کسی میتواند آنرا درک کند که مستقیما با روح و جسمش این محبت را حس کند. همانطوری که میگوید:
It wont mean much to you. it does to me...
نکته اصلی: محبت در زندگی انسان یک اصل بسیار مهم است، به طوریکه هرگز با گذشت زمان از بین نخواهد رفت.
موفق باشید![]()
|
dirty-cover with a layer of dust |
dusty | |
|
paice of cloth used to cover the head and sholders |
shawl | |
|
one kind of brid |
humming | |
|
catch fish |
draggned | |
|
a dealer in stolen property |
fance | |
|
a low vibrating sound typical of a contented cat |
purred | |
|
flatware |
saucer | |
|
any of nurmerous small and puply edible fruits |
berries | |
|
distant-far |
farthest |
خوب ما بریم ![]()
فعلان
س م ی ر ا
